اصلی سلامتی اربعین چهل سال جدید است: چرا من سن خود را پنهان نمی کنم

اربعین چهل سال جدید است: چرا من سن خود را پنهان نمی کنم

یک زن - نه نویسنده - بدون عذرخواهی روز تولد خود را جشن می گیرد.Unsplash / ماریون میشل



تولدت کیست؟ شوهرم آل اخیراً پرسید.

به طور جدی؟! گفتم. ما نه سال با هم بودیم و تولد من فقط دو هفته مانده بود. بیشتر تلاش کنید ، چشم کنارم را گفت.

او تاریخ مناسب را حدس زد (در تلاش دوم) ، سپس اعتراف کرد ، من سال را نمی دانم.

حدس می زنم این یعنی شما نه برای چهلمین سالگرد تولد من برنامه خاصی تنظیم کرده اید؟ من پرسیدم.

شوهر 35 ساله من دهان شکاف خورده خود را پوشاند. اوه خدا !! گریه کرد ، مثل اینکه تازه فهمید کنار جسدی نشسته است.

یک ساعت بعد ، آل هنوز در 40 سالگی من که لرزیده بود ، من را در اتاق کودکمان پیدا کرد و آنجا را که متوقف شده بود ، برد.

تو به من نگفتی این اتفاق می افتد !!

مگر قرار بود

واضح است که من با این کار سختی دارم !!

به وضوح.

شما نمی کنید نگاه کن 40 !!

حداقل من این را دنبال کردم

و سپس ، آیا می توانیم به مردم بگوییم شما 38 ساله هستید؟ نمی خواهی دوباره 38 ساله شوی ؟!

همانطور که شوهرم از راکر خود خارج شد ، من به معنای واقعی کلمه در مادرم نشستم ، پسر کودکمان را در حالی که احساس سرگرمی بیش از آزردگی داشت ، در آغوش گرفتم. مطمئناً ، اظهارنظرهای او از نظر عینی توهین آمیز بود ، اما کل عملکرد غالباً خنده دار بود. بیشتر از این موضوع ، من فهمیدم که او از کجا می آید. این واقعیت که من بیش از چهار سال بزرگتر از او هستم ، همیشه کمی ما را آرام کرده و حداقل در پایان من ، باعث ایجاد ناامنی شده است. که این سوال را مطرح کرده است ، نباید من آیا کسی بیش از حد به کیسه La Mer تبدیل شده است؟ اما هر چه بیشتر ادامه داد - و پسر ادامه داد! - هرچه بیشتر فهمیدم که تا چه حد بی عیب و نقص هستم. برای اولین بار از زمانی که او را می شناختم ، در بعیدترین زمان ، تمایل به پنهان کردن سنم صفر بود.

زنان ، به طور معمول ، 40 را نمی پذیرند. زنان و مردان به طور یکسان مشروط شده اند که وقتی صحبت از زنان می شود ، سن بهتر و 40 سالگی شیر منقضی است. چه تعداد مرد شریک زندگی پس از 40 خود را با نسخه جوانتر مبادله می کنند؟ چه تعداد از زنان حرفه ای خیلی جوان هستند که نمی توانند یک دقیقه جدی گرفته شوند ، سپس یک حرفه دیگر را فاقد اعتبار می دانند؟ اگر به رهبران شرکت های بزرگ ما ، شرکت های حقوقی ما ، کشور ما دقت کنید ، موهای خاکستری زیادی مشاهده خواهید کرد ، اما تقریباً فقط در مردان است. زنان قبل از اینکه واقعاً فرصتی برای هر چیزی داشته باشیم با خطر واقعی تبدیل شدن به آنها روبرو می شوند.

بنابراین ، ما تلاش می کنیم تا جوان تر به نظر برسیم. تا سن خود را مبهم نگه داریم. شاید ما کاملاً دروغ بگوییم. زیرا اگر واقعیت را فاش کنیم ، ممکن است مردم به دنبال نقص ما باشند ، یا شاید دیگر از این کار چشم پوشی کنند. بدتر اینکه ، در مقابل این فشار خارجی ، ما حتی با خود مهربان نیستیم. خیلی اوقات ما بدترین منتقد خودمان هستیم ، به جای اینکه یک سال دیگر قدردان باشیم ، احساس بی لیاقتی و منسوخ شدن می کنیم و به آنچه در راه آنجا انجام می دهیم افتخار می کنیم.

با این حال وقتی در مورد سن عمومی خود با همسر بسیار جوانم بحث می کردم ، حالم از همیشه بهتر بود. مطمئنا ، من نگاه کرد در 25 سالگی بهتر است ، اما من واقعاً علاوه بر یک الاغ زیبا چه چیزی داشتم؟ من 20 سالگی خود را صرف تلاش برای بدست آوردن نمرات ، کار کردن ، اثبات حضور در شرکت کردم. من 30 سالگی خود را صرف تلاش برای به دست آوردن ترفیع تبلیغات ، دریافت خطوط بین المللی ، مرور ازدواج ، خرید املاک و مستغلات و بچه دار شدن کردم. اکنون من در آستانه 40 سالگی هستم و همه چیز را محقق کردم. آیا سرانجام نمی توانم پاهام را روی نیمکت Restoration Hardware که بیش از یک دهه است قلاب کرده ام قرار دهم و از لحظه لحظه لذت ببرم؟ آیا باید 40 سالگی را به همان سختی کار کنم تا تظاهر کنم 40 ساله نیستم؟

اشتباه نکنید - من قصد ندارم موهای بلند خود را بریزم یا برای راحتی راحت شروع به خرید کنم ، و همه من برای یک لایه بردار شیمیایی ترمیم کننده و یک کرم شب بسیار گران قیمت هستم. این هست نه مادرم 40 ساله. من هنوز هم می خواهم بهترین خودم باشم ، و این همان چیزی است که در 40 سال گذشته برای پرورش آن صرف کردم. اما ذهنیت من در مورد است در حقیقت بهتر بودن ، نه وانمود کردن جوان تر بودن در سن 40 سالگی ، من برای یک چیز خیلی پیر شده ام: باور کردن به هزینه آبروی من. به همین دلیل من تصمیم گرفتم که 40 40 جدید باشد. از آنجا که از صندلی گهواره ای که من نشسته ام ، 40 احساس بسیار خوبی دارد.

یک هفته بعد از فروپاشی آل ، سرانجام تولد من که در آستانه تولد من بود ، داشتیم در مورد بخش انفرادی جشن من پیام می دادیم - یک روز در آبگرم ، سالن و هر جای دیگر که پاهای 40 ساله ام می توانند من را حمل کنند.

چیزها را رزرو کنید. چیزهایی بخور او نوشت خوشحال باشید. شما فقط یک بار 40 ساله می شوید.

و سپس:

و با این حرف من سخت خندیدم و با لبخندی روی صورت پوشیده شده از La Mer 30 ساله ام را پشت سر گذاشتم.

مقالات جالب